خرید بک لینک
شب عاشورا، شب شام غریبان... اولین شام غریبانی که عشقم کنارم بود. همراه پدر و مادر و خواهرم رفتیم برای برنامه ی شام غریبان و تعزیه... آخرا روی صندلی بودم و برنامه رو میدیدم که علی بهم گفت منم میام. یهو خبر داد اومده و بابامو دیده، بعد هم دیدمش. خودش بود. دلم واسش خیلی تنگ شده بود ❤️❤️فقط میتونستیم همو نگاه کنیم تا مامانم متوجه چیزی نشه. دلم لک زده بود واسه گرفتن دستش. دیگه به جای برنامه فکرم، ذهنم، روحم پیش اون بود. هم دیگه رو نگاه میکردیم، یا وقتی نگاش میکردم اون خیره شده بود روی من... معمولا این جور جاها با چادر میرم و نمیذارم موام بیان بیرون، منتظر بودم ب

برچسب: شام غریبان,شام غریبان حسین,شام غریبان نوحه,شام غریبان حسین امشب است,شام غریبان است,شام غریبان سحر ندارد,شام غریبان شعر,شام غریبان اس ام اس,شام غریبان بم,شام غریبان کریمی, نویسنده: ترانه صادقی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 8:36


تو دلم پر از حرفه. حرفای جدید. بهونه های جدید. ولی همشون به خاطر دلتنگی ایه که هر ساعت بیشتر از قبل میشه. احساساتی که هرروز چندین برابر میشن توی دلم. عشق، دلتنگی...
گاهی فکر میکنم چه جوری یک عمر با ندیدنش زندگی کردم. چطوری الان میتونم نفس بکشم وقتی مدت هاس ندیدمش. شاید از آخرین دیدارمون کلا چهار روز گذشته ولی چرا هرروز بیشتر از قبل دلتنگش میشم؟

برچسب: عشق,عشق بازی,عشق النساء,عشق ممنوع,عشق ودموع,عشق اجاره ای,عشق من,عشقم,عشق یعنی,عشق بي پايان, نویسنده: ترانه صادقی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 17:37

هر داستان عاشقانه ای که میخونم، همیشه خودمو تصور میکنم و نقش مقابل همیشه تو هستی... وای به روزی که کتابی رو تو به من داده باشی و اسم اون شخص مقابل هم نام توست. علی.... چیستای عاشق، چقدر به هم شباهت داریم. منم عاشقانه علی ام رو میپرستم. هر روز تا شب به اون فکر میکنم و شبها در خواب کنارش راه میرم. ولی چرا چیستا باید سالیان سال انتظار بکشه و حتی صاحب بچه ای هم باشه؟ نه، هرگز نمیخوام مثل اون باشم، من این همه صبور نیستم که کسی دیگه رو کنارش ببینم و سالیان دراز صبر کنم. یعنی قراره تا مدت طولانی چشمانم عاشقانه به در باشد تا تو بازگردی؟ قول دادی باشی و بمونی. قول دادی

برچسب: نویسنده: ترانه صادقی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 2:02

صفحه بندی